عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
42
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
كمك به زن هابيلى 45 و در اينبين زنى از طايفهء هابيل نزد من آمده مذكور داشت شخص مقصرى را كه در اداى ماليات تعلّل كرده و از طرف ضابط ، شوهرم حافظ و نگهدار بوده است شبانه مقصّر فرار [ مىكند ] و شوهرم به جهت گرفتن او با جمعى تعاقب كرده و در اينبين گيرودار و هياهو و تاريكى تفنگى خالى و او مقتول شده است . چون قاتل او هنوز غيرمعلوم بود فعلا ده تومان به صيغهء انعام و دو تومان تخفيف مالياتى به ورثهء مقتول دادم و غدغن كردم مباشر درصدد تفحص برآمده شايد قاتل را بهدست آورند و او را به سزاى خود برسانم . و پس از اداى فريضه پنج شش ساعت از شب گذشته شام خورده خوابيديم . امّا گذشته از شدت سردى هوا و تندى باد ، برف و باران هم ممزوجا ريزان است . خدا بر اهل اردو و مالها رحم كند . شكار آهو - دوگونه آهو 46 چهارشنبه را بعد از اداى فريضه همينكه قريب دو ساعت از طلوع گذشت تمام اردو پيشوپس حركت كرده ، خودم و اجزاء شكار هم سوار شديم ، و همينكه يكى دو فرسخ طى كرديم از يكى دو كوه مختصر كه در طرف جنوب و دست چپ راه است ردّ شده به پهن دشتى رسيده سوارها را جرگه كرديم . اين نقطه چون برزخ ما بين گرمسير و سرحد است دو جنس آهو پيدا مىشود . [ 23 ] يكى آهوى سرحدّى است كه در تمام جاها مثل طهران و خمسه و ساير بلاد پيدا مىشود و آن را در عرف شكارچيهاى اين نقطه « ميشآهو » مىگويند و خيلى درشت و پردو و خاكسترىرنگ است . نرش شاخدار و مادهاش بىشاخ است . ديگرى « بزآهو » است كه نر و مادهاش هردو شاخدار و قدرى جنسش ريزه و پررنگ مايل به زرد و كمدو است . ولى بر خلاف ميشآهو « دماغ » نمىدهد . به اين معنى كه همينكه سوار را به خود نزديك ديد از همان خطى كه مىآمده بعينه گاهى عودت مىكند و به اين جهت زدنش هم خالى از اشكال نيست و تمام آهوى گرمسيرات كرمان منحصر به همين « بزآهو » است . زدن يك آهو 47 مجملا همينكه راه نصف متجاوز شد سه آهو ديده شد و يكى را به دست خود